اصفهان به روایت تاریخ

موقعیت اصفهان

شهر اصفهان، مرکز شهرستان و استان اصفهان با وسعتی در حدود 21500 هکتار در 32 درجه و 38 دقیقه و 45 ثانیه عرض شمالی و 51 درجه و 40 دقیقه طول شرقی، بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران است.

این شهر در منطقه ای واقع شده که مردم آن را «جلگه» می نامند. این جلگه در دوره چهارم زمین شناسی از فعالیت رسوب گذاری رودخانه زاینده رود به وجود آمده و از حاصلخیزترین جلگه های فلات مرکزی ایران به شمار می رود. موقعیت بسیار ممتاز این شهر که در مرکز فلات ایران با وضع خاص طبیعی و جلگه های حاصلخیز قرار گرفته و وجود ارتفاعات برف گیر از قدیم الایام تا به امروز این منطقه را به مرکز استقرار گروه های بزرگ تبدیل کرده است.این توجه و حضور دائم باعث شده تا اصفهان از دیرباز تاکنون کانونی برای تمدن های کهن باستانی به حساب آید و در شکوفایی اقتصاد و فرهنگ ایران نقشی اساسی داشته باشد.

شهر اصفهان بر سر راه های شمالی و جنوبی ایران قرار داشته و این امر نیز همواره موقعیت ممتازی به آن بخشیده است. این خصوصیات و قرار گرفتن این شهر در مرکز کشورمان از دوران های گذشته تاکنون آن را به عنوان یک مادر شهر یا «متروپولیس» در دنیا مطرح کرده است. و امروزه نیز اصفهان با تعدادی از شهرهای تاریخی و مطرح جهان عقد خواهرخواندگی دارد.

مورخان و پژوهشگران اصفهان را در روزگاران گذشته و باستان همچون پلی می دانند که منطقه آسیا و مدیترانه را به هم متصل می کرد، و با ایجاد ارتباط بین این دو منطقه بسیار مهم، کالاهای تجاری از این گذرگاه به نقاط مختلف حمل و نقل می شد.

استان اصفهان از نظر ورود گردشگر خارجی دارای مرتبه ای ممتاز است و نیز با توجه به تنوع رشته های صنایع دستی، وجود کارگاه های بسیار، هنرمندانی طراز اول، رتبة اول کشور محسوب می شود.

جمعیت شهر اصفهان در سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1386 هجری شمسی 1986542 نفر بوده که از این تعداد 1019740 نفر مرد و 968602 نفر زن بوده اند.

آب و هوای اصفهان خشک همراه با تبخیر شدید است. در تقسیم بندی آب و هوایی، اصفهان با آب و هوای بیابانی، سرد و خشک شناخته می شود.

سابقة تاریخی استان اصفهان

استان اصفهان یکی از موثرترین استان های کشور در شکل دهی به تاریخ این سرزمین کهن یعنی ایران بوده است. تاریخ اصفهان در پیوند همه جانبه با تاریخ ایران زمین سراسر شکوه و افتخار است و در آفرینش چنین تاریخ درخشانی تمامی زنان و مردان این استان در هر روستا و شهری و از هر قوم و قبیله ای نقش آفرین بوده اند. در این مختصر سعی بر آن داریم تا بخشی از این تاریخ را با هم مرور کنیم.

پیشینة سکونت انسان در سطح استان

براساس آنچه تا امروز کشف شده است، قدمت سکونت انسان در استان اصفهان به بیش از 42 هزار سال قبل می رسد. آثار به دست آمده از انسان های نخستین در غارهای قلعه بزی (حسن آباد) واقع در شهرستان مبارکه مؤید این امر است که در آن زمان، انسان های ساکن در این غارها به شکار گورخر، کرگدن، اسب و گاو وحشی و دیگر حیوانات می پرداخته اند.

گفتنی است چندین منطقه در قسمت های دیگر استان وجود دارد که قدمت آنها به پنج تا هفت هزار سال تخمین زده می شود. برخی از این محوطه ها متعلق به دورة نوسنگی[1] است که حکایت از استقرار گروه های متعدد انسانی در مناطق مختلف استان دارد.

بیشتر این مکان ها مربوط به هزار چهارم تا هزارة ششم قبل از میلاد است. برخی از مکان های باستانی استان عبارتند از: تپة سیلک کاشان، محوط باستانی اریسمان در شهرستان نطنز (هزارة چهارم ق.م)، تپة آشنا در چادگان (هزارة ششم ق.م)، تپة چغا حسن در گلپایگان (هزارة پنجم ق.م)، گورتان اصفهان (هزارة چهارم ق.م)، سبا در ورزنه (هزارة سوم ق.م)، تپة جوزک تیران و کرون (هزارة چهارم ق.م)، تل شاهی سمیرم (هزارة چهارم ق.م) و تپه های ننادگان فریدن (هزارة چهارم ق.م).

اصفهان قبل از اسلام

از اصفهان پیش از اسلام؛ یعنی زمان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان اطلاعات زیادی در دست نیست و آثار چندانی بر جای نمانده است ولی آن چه مسلم است، از آنجا که استان اصفهان از لحاظ جغرافیایی در مرکز ایران واقع شده است، وجود دشت های وسیع و حاصلخیز و در برخی از مناطق، منابع آب فراوان –مانند زاینده رود –جاذبه هایی در آن ایجاد کرده است؛ از این رو، تمامی حاکمان در طول تاریخ نسبت به آن توجه ویژه داشته اند و تلاش همه جانبة آنها این بوده است که تسلط خود را بر این منطقه حفظ کنند. در دوران اساطیری، وجود داستان هایی مانند ماجرای کاوة آهنگر همان چهرة آزاده که علیه ستم ضحاک قیام کرد و به کمک فریدون ملت ایران را از بند اسارت آزاد کرد و هم اکنون نیز در منطقة فریدن در روستایی به نام مشهد کاوه، آرامگاهی منسوب به این قهرمان ملی دیده می شود، نشان از مرکزیت قدرت سیاسی در این قسمت کشور دارد. وجود دژی بسیار بزرگ همانند اهرام مصر به نام کهندژ سارویه در حاشیة  اصفهان امروزی که آثار آن تا هزار سال قبل هنوز بر جای بوده و امروز بخشی از آن در کنار پل شهرستان به نام تپة اشرف باقی مانده است و نیز بقایای آتشکدة منسوب به عصر ساسانیان در ماربین اصفهان (کوه آتشگاه)، نمونه ای از آثار بر جای مانده از پیش از اسلام است.

در زمان فرمانروایی مادها، ایران دارای سه ایالت بزرگ بود که یکی از این ایالت ها بخش بزرگی از غرب استان اصفهان امروزی ایالتی به نام پارتاکن یا پارتیکان فریدن، فریدون شهر و چادگان امروزی به مرکزیت گابای (گی، جی) بود. اصفهان در زمان امپراتوری هخامنشیان به نام گابای یا گی شناخته می شده است. در عهد اشکانیان، حکومت ایران ملک الطوایفی بود و بر هر یک از قسمت های مهم و وسیع آن، حکمرانی که لقب شاه داشت، فرمانروایی می کرد. در آن زمان، اصفهان یک ساتراپ (استان) به شمار می آمد. در دورة امپراتوری ساسانیان، آبادی های فراوانی در سطح استان اصفهان وجود داشته که آثاری از آنها باقی مانده است؛ مانند قلعه های متعدد ساسانی در آران و بیدگل (قلعة شرقی)، در سمیرم (تل نقاره و تل ده نا و گور دخمة طاقچه بت)، در فریدن (تپه خویگان)، در نائین (چهار طاقی شیرکوه، قلعة شیرکوه و چهار طاقی نخلک)، در نیاسر کاشان (چها طاقی نیاسر) در اصفهان (بنای آتشگاه و پل شهرستان) و بسیاری آثار دیگر. در این زمان، شهر اصفهان را سپاهان یا محل تجمع سپاه می نامیدند که واژة اصفهان از آن گرفته شده است. سپاهان محل سکونت و قلمرو خاندان های مهم حاکم و فرمانروایان و دژ مستحکمی برای ساسانیان بود.

اصفهان پس از ورود اسلام تا عهد حاضر

اسلام از سال 20 تا 23 هجری قمری وارد استان اصفهان شد، مردم این استان همانند دیگر ایرانیان از دین اسلام استقبال کردند. وجود بقاع سادات و امامزادگان در جای جای این استان، نشان از عشق و ارادت دیرینة این مردم نسبت به پیامبر بزرگوار اسلام و خانوادة گران قدر آن حضرت دارد.

اصفهان در دورة اسلامی رونق قابل توجهی یافت و با اتصال برخی از مناطق، محلات و روستاهای مجاور به محلة یهودیه و جی (مجلات اولیة اصفهان) به عنوان یکی از شهرها و مراکز مهم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران شهرت و اعتبار ویژه ای پیدا کرد ولی اوج اعتبار و رونق اصفهان را در چند دورة خاص می توان مشاهده کرد:

1- دورة حکومت آل بویه: اصفهان از ابتدای حکومت آل بویه تا انقراض آن (320 –448 هـ .ق) همواره از مراکز مهم حکومتی آنان به شمار می آمد. در این دوره، اصفهان به پایتختی حسن ملقب به رکن الدوله انتخاب شد. او در عمران و آبادانی شهر تلاش زیادی کرد. دیوار بسیار بزرگ اطراف شهر اصفهان که تا چند سال قبل در بیرون دروازة طوقچی تا دروازة جوباره آثاری از آن باقی مانده بود، از اقدامات عمرانی آن زمان است. جانشینان رکن الدوله، مؤید الدوله و علاءالدوله، نیز در آبادانی شهر تلاش های بسیار از خود نشان دادند. صاحب بن عباد (مدفن او در محلة طوقچی اصفهان است)، وزیر مؤید الدوله، از دانشمندان به نام زمان خود بود که در توسعة فرهنگ و دانش زمان خود نقش مؤثری داشته است. همچنین، در آن زمان، مسجد جورجیر یا جامع صغیر که در زمان صفویه به مسجد حکیم تغییر نام داد و نیز سراهای عالی و مساجد بسیار ساخته شد.

2- دورة حکومت سلجوقیان:پس از دیالمه، سلجوقیان بر اصفهان تسلط یافتند. از زمان سلجوقیان آثار ارزشمندی در سراسر استان باقی مانده است و بسیاری از شهرهای استان آبادانی بسیار یافتند. به عنوان پایتخت سلجوقیان در رأس این پیشرفت ها قرار گرفت. وزرای دانشمند سلجوقیان مانند خواجه نظام الملک طوسی و تاج الملک در عمران و آبادانی اصفهان بسیار کوشش کردند. بناهای بسیاری ساخته شد که هنوز بسیاری از آن ها پابرجاست. همچنین احداث چهارباغ ملکشاهی، آثار ارزشمند معماری و هنر اسلامی به ویژه در مسجد جامع اصفهان مانند گنبد نظام الملک و گنبد تاج الملک که به نظر باستان شناسان و پژوهشگران معماری و هنر جهانی از آثار اعجاب انگیز محسوب می شوند. مسجد جامع اردستان، مسجد جامع زواره، مسجد جامع شهرضا، مسجد جامع گلپایگان نیز از جمله آثار ارزشمند معماری این دوره است.

میدان عتیق اصفهان (که امروزه در جای آن میدانی به نام میدان امام علی (علیه السلام) بنیان گرفته) نیز از میادین بزرگ عصر خود محسوب می شد که از آثار دورة سلجوقیان بود. این میدان به مرور زمان به دست فراموشی سپرده شده بود ولی به همت مسئولان شهر اصفهان در حال بازسازی است.

3- دورة حکومت صفویه:اصفهان به عنوان پایتخت امپراتوری صفویه انتخاب شد. با مطالعة تاریخ صفویه در می یابیم که شهر اصفهان پس از تأسیس این سلسله تا انتخاب آن به عنوان پایتخت، شهری آباد و پرجمعیت بوده است. شاه عباس اول صفوی در این اندیشه بود که پایتخت را از شمال غرب به مرکز ایران منتقل سازد تا از دشمن صفویان یعنی دولت عثمانی فاصله داشته باشد؛ از این رو، در سال 1000 هجری، پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کردند. تا سال 1135 هجری قمری، یعنی سال سقوط صفویه، اصفهان نه تنها در مرکز ایران بود بلکه تمام شرایط مورد نیاز برای یک پایتخت بزرگ را در خود داشت.

پس از انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت، تعداد زیادی از صنعتگران، معماران، شعرا، هنرمندان، فلاسفه و دانشمندان به اصفهان آمدند. حضور این افراد به همراه تمرکز قدرت صفویه در اصفهان، آنچنان شکوه و عظمتی را به این شهر بخشید که به نصف جهان مشهور شد. میدان باشکوه و بی نظیر نقش جهان در مرکز شهر جدید اصفهان ساخته شد و در اطراف آن، ساختمان های مجلل مانند مسجد جامع عباسی (مسجد امام)، مسجد شیخ لطف الله، کاخ عالی قاپو و سر در قیصریه هر یک به عنوان شاهکاری از معماری ایرانی –اسلامی مورد توجه جهانگردان و سفرنامه نویسان شرق و غرب قرار گرفت. ایجاد محور چهار باغ عباسی و بالا، محلات متعدد(تبریزی ها یا عباس آباد، خواجو جلفا، سعادت آباد و فرح آباد)، ایجاد پل های متعدد بر روی زاینده رود، ساخت باغ های بزرگ و زیبا مانند باغ هزار جریب و مدارس بزرگ مانند مدرسة چهارباغ از جمله اقداماتی بود که به عظمت اصفهان بیش از پیش افزود.

به غیر از شهر اصفهان در سایر شهرها و حتی روستاهای استان نیز آثاری از دورة صفویه به چشم می خورد؛ مثلاً کاشان، خوانسار، نجف آباد (ایجاد شهر در زمان صفویه)، کوهپایه و نائین.

 

شخصیت های نام آور اصفهان

استان اصفهان از گذشته های دور تاکنون چهره های توانمند و شخصیت های ارزشمند فراوانی را به فرهنگ بشری، تمدن اسلامی و جامعة ایرانی ارائه کرده است.

سلمان فارسی، یار صدیق پیامبر بزرگوار اسلام، از مردم این سامان بوده است و کاوة آهنگر، مبارز راه عدالت و آزادی، از مردم پرتیکان بود. در اوج درخشش تمدن اسلامی که ایرانیان از پیشگامان علوم و فنون اسلامی بودند، بسیاری از دانشمندان رشته های مختلف از این استان برخاسته یا زندگی علمی خود را در این سامان گذرانده اند. در قرن چهارم هجری قمری، شخصیت های برجسته ای چون حمزة اصفهانی، صاحب بن عباد، حافظ ابونعیم، ابن مسکویه، ابوالفرج اصفهانی، ابن سینا (گرچه در اصفهان تولد نشد ولی بیشتر آثار علمی او در این شهر شکل گرفت و شاگردان معروفی را در این شهر تربیت کرد) مدت زیادی به تألیف پژوهش و ترتیب شاگردان در این شهر پرداختند. از دورة سلجوقیان تا شروع دورة صفویه استان اصفهان علما و شعرای بسیاری را به خود دید که از آن جمله می توان به خواجه نظام الملک  (مؤسس مدارس نظامیه)، راغب اصفهانی، عماد الدین کاتب، غیاث الدین جمشید کاشانی، جمال الدین عبدالرزاق، و کمال الدین اسماعیل که هر کدان از مشاهیر عصر خود بوده اند اشاره کرد.

شکوه کم نظیر اصفهان در عصر صفویه تنها به ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محدود نمی شد. پرورش و تجلی بزرگان رشته های مختلف، حکایت از یک عصر طلایی  در این دوره دارد. چهره های ممتازی مانند شیخ بهایی، میرداماد، میرفندرسکی، علامه مجلسی، ملاصدرا، فاضل اصفهانی، آقا حسین خوانساری، حکیم شفایی، صائب تبریزی، محتشم کاشانی، علی رضا عباسی، علی اکبر اصفهانی، محمدرضا امامی که هر کدام نه تنها در استان بلکه در کل کشور و جهان اسلام تأثیرگذار بودند.

از اواخر دوران صفویه تا پایان قاجار چند تن از دانشمندان استان، منشأ تحولات علمی و فرهنگی در کشور بوده اند که از آن جمله می توان به محمد صادق اردستانی، وحید اصفهانی، آقا محمد بیدآبادی، حکیم قمشه ای (صهبا)، جهانگیر خان قشقایی و سید محمد باقر درچه ای اشاره کرد.

شخصیت ها و چهره های برجستة دوران اخیر نیز در استان ما کم نبوده اند. از میان آن می توان بزرگانی چون میرزای نائینی، سید ابوالحسن مدیسه ای اصفهانی، آیت الله سید حسن مدرس، حاج آقا رحیم ارباب، سید حسن وحید دستگردی، جلال الدین همایی، محیط طباطبایی زواره ای، پروفسور عبدالجواد فلاطوری و شهید آیت الله دکتر بهشتی را نام برد.

علاوه بر مردان نام آور در تاریخ این استان بزرگ، بانوانی در صحن علم، هنر و اخلاق در دامن این استان پرورش یافته اند که می توان به بزرگانی چون ام الفارسیه (اولین ایرانی مسلمان)، فاطمه جوزدانی، آمنه بیگم مجلسی، مریم بانو نائینی، هما امامزاده (اولین پزشک زن ایرانی از شهرضا) بی بی جان کاشانی و بانو مجتهده امین اشاره کرد.

در عرصة هنر، استان اصفهان زبانزد ایرانیان است. ظرافت، زیبایی و خلاقت از ویژگی های هنرنمایی مردان و زنان این استان است. اساتیدی همچون استاد حیدر اصفهانی، عماد ورزنه، علی رضا عباسی، محمدرضا امامی، علی اکبر اصفهانی، میرعماد، محمد غفاری کاشانی (کمال الملک) حبیب اله فضائلی و استاد محمود فرشچیان، نمونه هایی از هنرمندان این استان اند.

مردم اصفهان در تاریخ معاصر ایران

مردم اصفهان در طول تاریخ همیشه از پیشگامان حرکت های ملی و مردمی کشور بوده اند. این مردم در جنبش های فکری، فرهنگی و سیاسی دورة معاصر نیز نقشی شاسته ایفا کرده اند؛ از جمله در واقعة تحریم تنباکو و نیز نهضت مشروطیت و تحولاتی که در بیداری ایرانیان در عضر حاضر مؤثر و تعیین کنند بوده است.

در جریان ملی شدن نفت، مردم استان اصفهان نقش بارز و مهمی را ایفا کردند. به ویژه این که دو تن از پیشتازان و رهبران این حرکت تاریخ ساز، از مردم این استان بودند، یعنی، آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی و سید مجتبی نواب صفوی. تأثیر اصفهان و سایر شهرهای این استان در قیام پانزده خرداد ماه 1342و شروع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) بسیار چشمگیر بود. اولین حکومت نظامی در ایران به دلیل جان فشانی و ایستادگی مردم اصفهان در مقابل رژیم پهلوی در مرداد ماه 1357 به وقوع پیوست و اتحاد، ایثار و مقاومت مردم تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357، این استان را به یکی از بزرگترین پایگاه های انقلاب اسلامی تبدیل ساخت.

 

نقش مردم اصفهان در دفاع مقدس

مردم اصفهان در سال های دفاع مقدس ضمن حضور فعال و موثر در بسیاری از عملیات ها (فرماندهی لشکر امام حسین، تیپ نجف اشرف، تیپ کربلا) در پشتیبانی از جبهه ها و رزمندگان اسلام (در قالب کاروان های وحدت و شهید بهشتی) نقش تعیین کننده داشته اند. امام دربارة مردم این استان می فرماید: در کجای دنیا می توانید جایی را مانند اصفهان پیدا کنید. تقدیم 23 هزار شهید و 41 هزار جانباز و 3460 آزادة سرافراز بخشی از ایثارگری ها و افتخارات مردم این استان محسوب می شود. وجود سرداران افتخارآفرین و حماسه ساز همانند شهید حاج حسین خرازی (فرماندة لشگر امام حسین «ع»)، شهید ابراهیم همت (فرماندة لشکر محمد رسول الله (ص) تهران)، شهید مصطفی ردانی پور، شهید عباس عبدالله میثمی، شهید آقابابایی، شهید احمد کاظمی و بزرگان دیگری در عرصة دفاع مقدس همگی نشان از حضور افتخارآمیز مردم استان در میدان های تعیین سرنوشت ملت ایران دارد.

مجموعة چنین ارزش های کم نظیر تاریخی، فرهنگی و اجتماعی اصفهان باعث شد تا این شهر در سال 1385 هجری شمسی مطابق با 2006 میلادی از سوی سازمان کنفرانس اسلامی، به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شود.[2]

 


[1]. دورة نوسنگی، زمان بین 8 تا 10هزار سال قبل است.

[2]- مطالب «اصفهان به روایت تاریخ» توسط آقای دکتر محمد حسین ریاحی استاد محترم تاریخ و تمدن تألیف شده است.